تبليغاتX
...::::::( شب بارانی )::::::...

::::: با سيم ناز مژه هات يه عمر گيتار ميزنم ::::: نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم :::::

من که دیوونه ترینم | شنبه بیست و نهم تیر 1387 | 14:40 

من غرورم و شکستم

دل به این ترانه بستم

فردای نامهربونی

 باز میگم عاشقت هستم

دیگه از دلم چی میخوای

جز هوای عاشقونه

میشه از صدام بفهمی که داره

تو رو میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخونه

رها

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

عشق | شنبه بیست و نهم تیر 1387 | 14:37 

زندگی عشق است عشق افسانه نیست

 

آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست  

 

عشق آن نیست که کنارش باشی

 

عشق آن است که بیادش باشی



دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

انتظار | شنبه بیست و نهم تیر 1387 | 14:36 

تا نفس باقیست انتظارت می کشم  

 

در زمستان حسرت باغ و بهارت می کشم

 

ناز چندین ساله چشم خمارت می کشم



دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

او دوستم نداره | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 18:50 

 

هرگز هيچ حسرتي در دنيا

اين چنين يک جا جمع نمي شود

که در اين سه واژه ي کوتاه

او دوستـــم ندارد

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

شاعر و فرشته | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 18:48 

 

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.

فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.

 شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی

آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه

عشق گرفت.

 خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان

دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین

برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان

برایش تنگ .

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

گل بی بهار | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 18:42 

 
از آهِ سردت آسمون می لرزه
 
دل از سکوت جادویت می ترسه
 
برام بگو تموم قصه هاتُ
 
که بشکنی طلسم اون لباتُ
 
کی بهتر از من با تو همزبونه
 
قصه های نگفته اتُ می دونه
 
کی شونه هاش مرهم گریه هاته
 
می شکنه اما تا ابد باهاته
 
منم که بی تو گل بی بهارم
 
بمون ، نذار بریزه برگ و بارم
 
منُ صدا کن که برات بمیرم
 
ترانه هامُ از تو یاد بگیرم
 
منُ صدا کن ، میخوام صدای بارون
 
بشه گم تو صداتُ بره از یاد ناودون
 
منُ صدا کن ، ولی نگو نمی شه
 
بذار یکی بمونیم واسه هم تا همیشه
 
دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

دلتنگی | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 18:35 

 

 magnify

♥º¦ بدترين شکل دلتنگي براي کسی آن

است که در کنار او باشی و بداني که

هرگز به او نخواهی رسيد ¦º♥

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

بی تو نبودن | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 18:34 

 

من از بودن برايت مي سرودم

تو از رفتن ، جدايي ، از نبودن

من از ايثار جان ، از بي تو مردن

تو از بي حاصلي ، بيهوده بودن

من از سوداي عشق و آشنايي

تو از شعر جدايي سرودن

من از بندي كه بر پاي دلم بود

تو از بالي كه مي بايد گشودن

سرود من سرود زندگي بود

كلامت آيه هاي بي تو بودن

برايم بي تو بودن نيست نقشي

به جز در بستر مردن غنودن

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

گلهای کاغذی | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 8:52 

 

 

تو خوب می دانی


چه سخت و ناهموار است


برای باغی باغبانی کردن


که ثمره اش جز گلهای کاغذی نیست

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

درد مشترک | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 | 8:51 

 

اشك رازي ست ،لبخند رازي ست ،عشق رازي ست 

اشك آن شب لبخند عشقم بود

قصه نيستم كه بگويي ،نغمه نيستم كه بخواني

صدا نيستم كه بشنوي ،يا چيزي چنان كه بيني ،يا

چيزي چنان كه بداني

من درد مشتركم مرا فرياد كن

درخت با جنگل سخن مي گويد

علف با صحرا ،ستاره با كهكشان و من با تو

سخن مي گويم

نامت را به من بگو ،دستت را به من بده

حرفت را به من بگو ،قلبت را به من بده

من ريشه هاي تو را دريافته ام

با لبانت براي همه لب ها سخن گفته ام

و دست هايت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گريسته ام

براي خاطر زندگان

و در گورستان تاريك با تو خوانده ام زيبا ترين

 سرود ها را

زيرا كه مردگان اين سال عاشق ترين زندگان

بوده اند

دستت را به من بده دست هاي تو با من آشناست

اي دير يافته با تو سخن مي گويم

بسان ابر كه با طوفان ،بسان علف كه با صحرا

بسان باران كه با دريا ،بسان پرنده كه با بهار

بسان درخت كه با جنگل سخن مي گويد

زيرا كه من ريشه هاي تو را دريافته ام

زيرا كه صداي من با صداي تو آشناست

دلشكسته اي به نام سامی | لينک ثابت | موضوع: |

[ساخت لوگو و بنر رایگان کلیک کن]